عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

259

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

عبد اللّه بن طاهر آن ديه را بخريد ، و بر ابناء السبيل [ 1 ] وقف كرد . نصر بن سيار [ 2 ] هشام خراسان مر نصر بن سيار را داد اندر ماه رجب سنه عشرين و مائة و عهد خراسان سوى او فرستاد ، و ببلخ به دو رسيد ، و نصر با عبد السلم بن مزاحم بگفت ، و هر دو بنزديك جعفر ( 127 ) رفتند و نامهء تسليم عمل [ 3 ] به جعفر دادند ، و جعفر نصر را بجاى خويش بنشاند و خود او را تهنيت كرد و مردمان به تهنيت آمدند و نصر مر اهل خراسان را تألف كرد ، و مؤنتهاى [ 4 ] ايشان سبك كرد ، و نصر مر يحيى [ 5 ] بن زيد بن على بن الحسين بن على بن

--> [ ( 1 - ) ] يعنى راه روان و مسافران . [ ( 2 - ) ] نصر بن سيار بن رافع بن حرى بن ربيعة الكنانى . از مشاهير امراى دلاور قبايل مضر در خراسان و والى بلخ و بعد از وفات اسد بن عبد اللّه در 120 ه . والى تمام خراسان بود ، وى در مرو مركز گرفت و در ما وراء النهر به غزا و جهاد پرداخت ، چون درين زمان تحريك خلافت عباسيان نيرو يافت و ابو مسلم غالب آمد ، نصر بن سيار در سنه 130 ه . از مرو بر آمد و به نيشاپور رفت ، و در ساوه بين رى و همدان در سنه 131 ه . بمرد ، تولدش 46 ه . است ( الاعلام 8 ر 341 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : و عمل ؟ [ ( 4 - ) ] مؤنث : بفتحهء ميم و ضمهء واو و فتحهء نون مشدد با روگرانى و تعب . [ ( 5 - ) ] يحيى بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ( 98 - 125 ه . ) يكى از ابطال آل على كه با پدرش بر امويان بر خاست ، و چون پدرش كشته شد ، او ببلخ آمد و سرا مردم را به بيعت خويش خواند ، و بعد از آن به سرخس و بيهق و نشاپور رفت ، و با عمرو بن زراره والى نشاپور كه ده هزار لشكر داشت به قوهء هفتاد نفرى خود در آويخت . چون عمرو شكست خورد و كشته شد ، يحيى به هرات آمد و ازينجا هم به طرف جوزجان رفت ، نصر بن سيار صاحب شرطهء خود سلم بن احوز مازنى تميمى را بگرفتاريش گماشت ، و در جوزجان در قريهء ارغوى جنگ شديد كردند كه در آن يحيى تير خورد و بمرد ، كه جسدش تا خروج ابو مسلم در جوزجان آويخته بود ، و سرش پيش وليد خليفه فرستاده شد . ولى چون ابو مسلم برآمد سلم بن احوز را بكشت و جثهء يحيى را دفن كرد . ( الاعلام 9 ر 179 ) .